تبليغاتX

ساخت كد صوتی آنلاين

ساخت كد آهنگ ساخت كد آهنگ

كد تقويم

قالب وبلاگ

mouse code

كد ماوس

168 سالاره

قالب پرشین بلاگ


168 سالاره
جک و سرگرمی

عشق کدوم غریبه یهو به جونت افتاد
چی شد که خیلی ساده عشقم و بردی از یاد


قلبم و بی تفاوت له کردی زیر پاهات
گول نگات و خوردم تو که فریب حرفات تو که فریب حرفات

آهای خبر نداری دلم داره می میره
همدم بی کسی ها به بی کسی اسیره


بهش بگید هنوزم جاش خالیه تو خونم
بگید هنوز داد میزنم برگرد دردت به جونم
بیا بلات به جونم

آهای خبر نداری دلم داره می میره
همدم بی کسی ها به بی کسی اسیره


بهش بگید هنوزم جاش خالیه تو خونم
بگید هنوز داد میزنم برگرد دردت به جونم
بیا بلات به جونم

رفتی از این جا اما بدون نرفتی از یاد
ندیدی وقتی رفتی واست کی دست تکون داد


هر کی منو می بینه فکر میکنه دیوونم
دیوونه ی تو هستم درد و بلات به جونم
درد و بلات به جونم

آهای خبر نداری دلم داره می میره
همدم بی کسی ها به بی کسی اسیره


بهش بگید هنوزم جاش خالیه تو خونم
بگید هنوز داد میزنم برگرد دردت به جونم
بیا بلات به جونم

آهای خبر نداری دلم داره می میره
همدم بی کسی ها به بی کسی اسیره

بهش بگید هنوزم جاش خالیه تو خونم
بگید هنوز داد میزنم برگرد دردت به جونم
بیا بلات به جونم


آهای خبر نداری
همدم بی کسی ها
جاش خالیه تو خونم
بگید هنوز داد میزنم برگرد دردت به جونم
بیا بلات به جونم


آهای خبر نداری دلم داره می میره
همدم بی کسی ها به بی کسی اسیره

بهش بگید هنوزم جاش خالیه تو خونم
بگید هنوز داد میزنم برگرد دردت به جونم
بیا بلات به جونم

آهای خبر نداری دلم داره می میره
همدم بی کسی ها به بی کسی اسیره

بهش بگید هنوزم جاش خالیه تو خونم
بگید هنوز داد میزنم برگرد دردت به جونم
بیا بلات به جونم

[ جمعه پنجم آذر 1389 ] [ 17:50 ] [ فرزاد ]
 نكته در مورد مردها (طنـــــــــــــــز)!!!  
با سلامممممممممم  اگه میخواید جک هاتون ثبت بشه اس ام اس بزنید ۰۹۱۸۹۷۴۵۱۳۰                      1- ( سانسور شد ) 

2-در عروسي ميتونيد لباسي رو که بارها به تن کرديد رو دوباره بپوشيد

3-ميتونيد هر صد سال يه بار هم موهاتون رو شونه نکنيد و بعد بگيد مد روزه

4-از ترس اينکه کسي سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو  قايم نميکنيد

5-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب  کمتر است

6- مدل لباس دختر شمسي خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نميکنه

7-در موقع استرس هيچوقت ناخنهاي خود را نميجويد

8-هفته اي دو بار شکست عشقي نميخوريد!

9-لازم نيست از 18 سالگي موهاي سرتون رو رنگ کنيد چون موهاي جوگندمي خيلي هم به شما مي­آد

10- فقط شما ميتونيد بريد استاديوم

11- خودتون پنچري ماشينتونو ميگيريد

12-لازم نيست با قرار دادن انواع جکهاي هيدروليک و غير هيدروليک در پاشنه کفش قدتون رو افزايش بديد

13- ميتونيد تمام روز بادوستانتون بريد کوه و وقتي برميگرديد خونه براي خانمتون تعريف کنيد که چه روز پرکاري داشتيد

14- موقع خواستگاري به هيچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سيني چاي نيستيد

15- از ديدن کله پاچه دچار تشنج نميشيد

16- هيچ کس از اينکه دست پخت افتضاحي داريد به شما ايراد نميگيره

17- فقط شماييد که لذت تماشا کردن فوتبال يوونتوس- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسي پور درک ميکنيد

18- فقط شماييد که ميتونيد لذت تکچرخ زدن با CG رو تجربه کنيد

19- ميتونيد با خط ريشتون بيش از 12000 اثر هنري خلق کنيد

20- به طلا و جواهرات ديگران در حالي که داريد از حسادت منفجر ميشيد نگاه نميکنيد

21- تو عروسي ها لازم نيست چند تن زنجير از خودتون آويزون کنيد که تازه ديگران ازتون بپرسند بدلييييييه ؟

22- سر سفره عقد لازم نيست بريد گل بچينيد و گلاب بياريد و نون بگيريد و اينا...

23- در حالي که خواهرتون بايد بمونه خونه و آشپزي ياد بگيره شما ميريد بيرون و گل کوچيک بازي ميکنيد

24- لازم نيست آدرس تمام مزون ها، پاساژها ،بوتيک ها و مراکز لاغري شهرتون رو حفظ باشيد

25- اگه تو خيابون تويوتا کمري جلوي پاتون نگه نداشت به راحتي سوار يه پيکان ميشيد

26- لازم نيست هميشه جاي جورابهاي همسرتون رو حفظ باشيد

27- فقط شما ميتونيد سه ساعت تمام برنامه نود رو با دوستاتون تفسير کنيد

28- لازم نيست روزي چهار بار مثل آمپول ب کمپلکس سريالهاي بي سر و ته وطني رو تماشا کنيد

29- لازم نيست سالي يه بار زاويه دماغتون رو نسبت به افق تغيير بديد

30- ميتونيد حتي تا محل کارتون رو هم با دوچرخه طي کنيد و کسي اونجوري به شما نگاه نکنه

31- ميتونيد راحت رو صندلي هاي جلوي اتوبوس بشينيد و در عقب دود نخوريد(البته اين اتوبوس هاي BRTاين قضيه رو خرابش کرد)

32- ميتونيد با شلوارک و رکابي راحت تا سر کوچه بريد

33- خيالتون راحته که هرگز يک خواهر شوهر (و ايضا جاري) که مدام رو اعصابتون رزم آيش برقرار کنه نداريد

34- لباسهاتون ظرف 48 ساعت دلتون رو نميزنه

35- در زير گرماي نابود کننده تابستون خيلي راحت با يه آستين کوتاه مياييد بيرون

36- نيازي نداريد هر روز که از خواب پا ميشيد تا ساعت 6 بعدازظهر رو جلوي آيينه با خودتون ور بريد

37- نيازي نيست سه چهارم عمرتون رو توي کلاسهاي آشپزي ،خياطي، گلدوزي، آموزش فال شيرموز و تقويت اعتماد به نفس در 3/0 ثانيه بگذرانيد

38- نيازي نيست داخل کيفتون به تعداد رنگهاي يک LCD لنز چشم داشته باشيد(رنگهاي LCD  معمولا بالاي 16 ميليون ميباشد)

39- اگه به انواع فنون حرکات موزون آشنا نبوديد هيچ اشکالي نداره

40- فقط شما ميفهميد که يک 206 اسپرت خفن چقدر زيباست

41- بدون اينکه کسي بهتون چيزي بگه ميتونيد ساعتها پلي استيشن بازي کنيد

42- با ديدن سوسک و موش و امثالهم اجدادتون از گور در نميايند و جلوتون رژه نميروند

43- فرق CD رو با بشقاب ميوه خوري متوجه ميشيد

44- با يک سرماخوردگي سه ماه در CCU بيمارستان بستري نخواهيد شد

45- ميتونيد يه جوک بامزه تعريف کنيد بدون اينکه خودتون قبل از همه دو ساعت تمام بهش بخنديد

46- روي در هيچ مغازه اي ننوشته اند که از پذيرفتن آقاياني که شئونات اسلامي را رعايت نکنند معذوريم(بس که محجوب هستند آخه)

47- داشتن ريش پروفسوري از ويژگي هاي بسيار  ممتاز است که مخصوص شما آقايان ميباشد

48- فقط شما ميتونيد کت و شلوار بپوشيد و کروات بزنيد و کلي خوشتيپ بشيد

49- بيش از 60 درصد رشته هاي مهندسي رو شما به خودتون اختصاص داديد(ديگه از اين با کلاس تر؟)

50- و در نهايت اينکه ميتونيد تو خيابون از هر کس که دلتون خواست بپرسيد ساعت چنده؟! (اين يکي ديگه ته ويژگي بود)

[ جمعه پنجم آذر 1389 ] [ 17:22 ] [ فرزاد ]

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد: گیرنده : همسر عزیزم موضوع : من رسیدم میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه !!


ادامه مطلب
[ جمعه پنجم آذر 1389 ] [ 17:18 ] [ فرزاد ]

یه روز یه کشیش به یه راهبه پیشنهاد می کنه که با ماشین برسوندش به مقصدش… راهبه سوار میشه و راه میفتن… چند دقیقهء بعد راهبه پاهاش رو روی هم میندازه و کشیش زیر چشمی یه نگاهی به پای راهبه میندازه… راهبه میگه: پدر روحانی ، روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار… کشیش قرمز میشه و به جاده خیره میشه… چند دقیقه بعد بازم شیطون وارد عمل میشه و کشیش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پای راهبه تماس میده… راهبه باز میگه: پدر روحانی! روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار!… کشیش زیر لب یه فحش میده و بیخیال میشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه… بعد از اینکه کشیش به کلیسا بر می گرده سریع میدوه و از توی کتاب روایت مقدس ۱۲۹ رو پیدا می کنه و می بینه که نوشته: «به پیش برو و عمل خود را پیگیری کن… کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی می رسی»!

[ جمعه پنجم آذر 1389 ] [ 17:16 ] [ فرزاد ]
  به یارو می گن با وطن جمله بساز می گه : من دیروز سر و تنم را شستم   می گن : خره وطن با طی دسته داره   می گه : اتفاقا ً منم با طی دسته دار خودم رو شستم


اگر دیدی جوانی به درختی تکیه کرده، بدان بنزین نداره سکته کرده

یک روز دو تا خالیبند واسه هم خالی می بستند. اولی میگه: ما یه کوه کنار خونه مون داریم که هر وقت می گیم جاسم، دو سه بار میگه جاسم.... جاسم.... جاسم.... دومی میگه: این که چیزی نیست، ما یه کوه داریم کنار خونه مون که هر وقت می گیم جاسم، میگه: کدوم جاسم


به عربه میگن: در رو ببند هوای بیرون سرده. میگه: مثلا اگر من در رو ببندم هوای بیرون گرم میشه؟

[ جمعه پنجم آذر 1389 ] [ 17:15 ] [ فرزاد ]

خانم زیبایی در مهمانی شـلوغی دسـت از سـر انشـتین بر نمیداشـت هر جاییکه میرفت همراه او بود و مرتب از او تعریف می کرد.اینشـتین سـر انجام مؤدبانه پرسـید.

ــ خانم ممکن اسـت بفرمائید با من چی کار دارید؟

ــ من آرزویی دارم که می خواهم شـما آنرا برآورده کنید.

و بازوی انشـتین را گرفت و به گوشـهء خلوتی برد و گفت:

ــ اقای انشـتین من دلم می خواهد از شـما بچه دار شـوم.

ــ ازمن ؟ برای چی؟

ــ برای اینکه فکر میکنم بچه ما اگر خوشـگلی را از من و هوش و نبوغ را از شما به ارث ببرد یک موجود استـثـنائی جهان خوا هد شـد.

اینشتین تحملی کرد وگفت:

ــ خانم آیا هرکز فکر کرده اید که اگر آن کودک هوش شـما و شـکل مرا به ارث ببرد چه موجود بدبختی خواهد بود؟

مردی که حسـاب نمی دا نسـت

وقتی انشـتین به دا نشـگاه پرینسـتون آمد روزی رئیس دانشآگاه او را به دفترش خواست و گفت:

ــ اقای پروفسـر امروز می خاسـتم درباره حقوق ماهانه با شـما صحبت کنم لطفا بفرمایید ماه چقدر ماهانه بشـما در نظر بگیریم؟

اینشتین چند لحظه تأمل کرد و گفت:

ــ من و زنم با ماهی هشـتاد و پنج دلار امورات مان میگذرد

رئیس دانشـگاه با تعجب پذیرفت

روز بعد زن انشـتین هراسـان به دفتر او مراجعه کرد و خواسـتار دیدار وی شـد. رئیس او را پذیرفت و زن اسـتاد با پریشـان حالی گفت:

ــ آقای رئیس ما فقط ماهی دوویسـت و پنجاه دلار کرایه خانه می پردازیم.

ــ اما خانم عزیز شـوهر تان خودش این مبلغ را پیشـنهاد کرد.

زن سـری با تاسـف تکان داد و گفت:

ــ آقا ... این شـوهر بدبخت من اصلاً حسـاب سـرش نمی شـود. جمع و تفریق بلد نیسـت. صورت خرج خانه را من مینویسـم و جمع و تفریق میکنم تازه این در صورتی اسـت که او گاهی از پول خورد های که من قایم کرده ام کش نرود و برای خودش آب نبات چوبی و شـکلات کشی نخرد.

جهت یابی اسـتاد

اسـتاد انشـتین در خیابان اصلی دانشـگاه به داکتر«هارولد اوری» بر خورد. مدتی با هم حرف زدند و از کنفرانس آینده اسـتاد صحبت کردند. وقتی میخواسـتند از هم جدا شـوند. ناگهان انشـتین پرسـید.

ــ راستی اوری ما وقتی به هم رسـدیم من از کدام طرف می آمدم؟

ــ از طرف مقابل. برای چی؟

ــ خوب شـد خیالم راحت شـد.فهمیدم که ناهارم را خورده بودم و داشـتم بر میگشـتم به دفترم.

[ جمعه پنجم آذر 1389 ] [ 17:13 ] [ فرزاد ]
درباره وبلاگ

برای ثبت هر نوع جک با اسم خودتون اس ام اس بزنيد09395134791
آرشيو مطالب
لینک های مفید
امکانات وب


جاوا اسكریپت

جاوا اسكریپت

جاوا اسكریپت

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز